شرح

سال هفتم شمارۀ اوّل، زمستان ٢٠٠٥

جنبه اخلاقی جهانی شدن- دیدگاه آئین بهائی

قسمت ۱

"طوبی لمن اصبح قائماً علی خدمة الامم ... لیس الفخر لمن یحب الوطن بل لمن یحبّ العالم ... فی الحقیقه عالم یک وطن محسوب است و من علی الارض اهل آن ... مقصود اصلاح عالم و راحت امم بوده این اصلاح و راحت ظاهر نشود مگر به اتّحاد و اتّفاق".(۱)

(ترجمه مضمون عربی: خوشا به حال کسی که هر صبحگاه به خدمت همه ملل جهان قائم باشد ... افتخار تنها نصیب کسی نیست که وطنش را دوست داشته باشد، بلکه آن کس که جهان را دوست دارد)

سنجش تمدّن غرب از منظر بهائی

بحث از تمدّن ها در ادیان سابقه و حتّی در اسلام به صورتی بسیار محدود مطرح شده در قرآن اشاراتی به فرهنگ جاهلیّت و لزوم طرد و ردّ دین هست ولی مطلب در این مورد سخت باجمال برگزار شده و نمی توان گفت موضع اسلام در برابر تمدّنات غیر اسلامی چه بوده است؟ حدیثی از پیامبر روایت شده که باید علم را حتّی در چین جویا شد و کسب کرد. پاره ای از فرهنگ های گذشته که پشت به مبانی اخلاقی کردند و در نتیجه به عذاب الهی گرفتار آمدند چون فرهنگهای عاد و ثمود در قرآن مذکور شده اند ولی مقصد از ذکر آنها تنبّه اخلاقی بوده و در حقیقت بحث، جنبه فلسفی نداشته است.

در آثار بنیادگذاران امر بهائی یعنی حضرت باب و حضرت بهاءالله و بعداً در آثار طلعات مقدّسه  دو مبیّن منصوص، حضرت عبدالبهاء و حضرت ولیّ امرالله، بحث مُشبعی درباره تمدّن غرب آورده شده که ورود در آن به تفصیل، تحریر حدّاقل یک کتاب مبسوط را اقتضا می کند. امّا نظر به آن که در این گفتار بنیاد بر اجمال و اختصار است عمده آن آراء را به صورتی بس فشرده عرضه می دارد و امیدوار است که این مقوله ایجاز مخلّ تلقّی نگردد.

سؤالی که هم از آغاز به خاطر هر محقّقی می گذرد این است که علّت یا علل اصلی توجّه امر مبارک به قضیّه تمدّن و تمدّن غرب چه بوده. در پاسخ این سؤال دو نکته مهم فوراً به خاطر می آید.

عرفان و جامعه بهائی

مقدّمه

در این گفتار چند خصوصیّت ویژه را که در بین نظام های عرفانی ادیان اعم از بودائی، مسیحیّت و اسلام مشترک است مورد مطالعه و بررسی قرار میدهیم. این خصوصیّات عبارتند از:

۱_ وجود یک ساختار مبتنی بر سلسله مراتب روحانی با یک رهبر در رأس آن که او را پیشرفته ترین فرد در طریق عرفان دانسته معتقدند که او قادر به هدایت روحانی دیگران در این جهت خواهد بود همراه با شعائری مانند اطاعت و اعتراف.

۲_ تأکید بر اینکه تنها با روایت و انتقال شفاهی و شخصی تعالیم و تجارب جامعه است که فرد میتواند واقعاً در مسیر روحانی پیشرفت نماید و اینکه این پیشرفت را نمیتوان از کتاب آموخت.

۳_ گرایش به دیرنشینی و ریاضت.

۴_ بکار بردن روش هائی که موجب تغییر حالت ذهنی و آگاهی انسان می گردد.

تعالیم جهانی بهائی و هدف وحدت

حضرت عبدالبهاء می فرمایند: "مقصود از جلوه حقّ و طلوع آفتاب حقیقت غلبه نور محبّت الله است تا ظلمات شقاق محو از آفاق گردد و وحدت روحانیّه جلوه نماید"(۱) علاقه و اشتیاقی که بهائیان به منظور استقرار صلح نشان میدهند برای چیست؟ اصولاً چرا وحدت عالم انسانی را باید بوجود آورد؟

اوّلاً به منظور دوام و صیانت بشریّت از آفت نابودی و زوال.

ثانیاً برای حفظ تمدّن که با زحمات طاقت فرسای گذشتگان بوجود آمده است.

نقش دو گانه طبقه روحانیّت در تاریخ ادیان و زندگی انسان

پیشگفتار

این نوشته، نظری است اجمالی و بسیار کلّی بر نقش دو گانه روحانیّت رسمی و حرفه ای در تاریخ ادیان و زندگی انسان و همچنین چگونگی پدید آمدن و شکل گیری سازمانی آن در هر ظهور الهی، و همینطور چگونگی و چرائی حذف این طبقه در دیانت بهائی و جاسپاری آن به تشکیلاتی نوین که به روش انتخابی و دمکراتیک در این آئین جدید الهی ظاهر گشته است.

بدین لحاظ لازم آید تا ابتدائاً، نگاهی کوتاه به اوضاع کنونی جامعه بشری انداخته و نقش دین در تاریخ تمدّن انسان نیز بررسی گردد. طبیعی است که در این مختصر، ابداً امکان پردازش به جزئیّات و استثنائات نبوده و حتّی کلّیات نیز جبراً به صورتی بسیار مختصر و موجز بیان خواهد گشت.