شرح

سال اوّل شمارۀ اوّل، تابستان١٩٩٦

یادداشت های تاریخی ملاقات های علاّمۀ قزوینی و سیّد حسن تقی زاده با حضرت عبدالبهاء

در میان نویسندگان و محقّقین ایران محمّد قزوینی دارای شهرت و اعتبار خاصّی است.

وی در ادبیّات و تاریخ ایران دورۀ اسلامی پژوهش ها و تحقیقات فراوانی کرده و بخاطر عمق و صحّت این تحقیقات از او با عنوان "علاّمه و استاد" یاد می شود.

محمّد قزوینی در بارۀ حیات رجال ادبی و علمی ایران و خاورمیانه نیز مقالاتی نگاشته که از آن جمله است "یادداشت های تاریخی" او تحت عنوان "وفیّات معاصرین" که در مجلّۀ تاریخی – ادبی یادگار به سردبیری عبّاس اقبال آشتیانی در سال ۱۳۲۷ شمسی به طبع رسیده است. قسمت نهم یادداشت های مزبور به ذکر نفوسی که نامشان با حرف "ع" آغاز می شود اختصاص یافته و اوّلین عنوان حضرت عبدالبهاء "عبّاس افندی" است که در شمارۀ ۶ و ۷ آن مجلّه مورّخ بهمن و اسفند ۱۳۲۷ (ژانویه و فوریۀ ۱۹۴۹) به چاپ رسیده است.

 محمّد قزوینی ابتدا به شرح مختصری از تاریخ زندگی حضرت عبدالهاء پرداخته و سپس داستان ملاقاتش را با هیکل مبارک در پاریس (اکتبر ۱۰۱۱) نگاشته است. همچنین وی از دوست دیرین و صمیمی خود سیّد حسن تقی زاده که در عرصۀ سیاست و دیپلماسی ایران و نیز تحقیقات ادبی و تاریخی صاحب نام و عنوان بود خواسته که او هم شرح دیدار خود را با حضرت عبدالبهاء در پاریس بنویسد و آن نوشته را ضمیمۀ مقالۀ خود نموده که در همان مجلّۀ یادگار به طبع رسیده است.

نخستین روابط میسیونرهای مسیحی با جامعه های بابی و بهائی

دیانت مسیحی در ایران دارای تاریخی بس کهن و شناخته شده می باشد.۱ بر حَسَبِ روایات، سه تن از مردان فرزانه ای که برای نخستین بار پس از تولّد عیسی مسیح نسبت به وی ادای احترام کردند مغ های ایرانی بوده اند. به علاوه در داستان ها آمده است که افراد برجسته ای چون دو حواریّ مسیح سن توماس St. Thomas و سن تادّئوس St, Thaddeus  و نیز سن سیمون زآلوت St, Simon the Zealot از ایران دیدن کرده و دیانت مسیح را در آن سرزمین تبلیغ نموده اند. گرچه مسیحیان همیشه در ایران در اقلیّت بوده اند امّا در ابتدای امر قدرت قابل توجّهی از خود نشان دادند بطوری که میسیونرهای آنان از راه ایران به داخل چین نفوذ نمودند. سنگ سیان فو Sian Fu  بازگو کنندۀ آن است که چگونه آنان پیام مسیح را در عصر کلاسیک به دورترین نقطۀ شرق رسانده اند. امّا به هر حال در قرنهای بعد، ستارۀ اقبال کلیسای ایران افول کرد و کلیسای نسطوری که بازماندۀ آن بود بر اثر قطع رابطه با کلیساهای دیگر، به علّت اختلافات عقیدتی و زجر و آزار و تعقیب اعضاء آن، به سختی توانست خود را از نابودی نجات دهد.

شئون تسعه و کتاب مستطاب اقدس

حضرت ربّ اعلی آثارشان را به پنج شأن نازل فرموده اند. خود آن حضرت بزرگوار این شئون خمسه ا نام برده، به تبیین و تشریح آن نیز پرداخته اند. عین بیان حضرت ربّ اعلی در کتاب بیان فارسی چنین است:

"کتاب او حقّ است... در کلماتی که نازل می فرماید از هر شأن که باشد سواء آن که آیات باشد که ماء غیر آسن رضوان است و مناجات که لبن لم یتغیّر و تفاسیر آیات که خمر خُمر و اجوبه وتفاسیر مناجات که عسل مصفّی است در کتاب الله است و شئون فارسیّه بعینه مثل شئون آیات است زیرا که کلّ از حقیقت جاری می گردد." (الباب الخامس و العشر من الواحد الثانی)

این بیان مبارک حضرت نقطۀ اولی علاوه بر آن که شئون تنزیلی در آثار مبارکۀ آن سلطان الرّسل را به عرصۀ ظهور در آورده، آیۀ مبارکۀ فرقانی "مثل الجنّة الّتی وَعد المتّقون فیها انهار من ماء غیر آسن و انهار من لبن لم یتغیّر طعمه و انهار من خمر لذّة للشّاربین و انهر من عسل مصفّی" (سورۀ محمّد آیۀ ۱۵) را هم تبیین و تشریح فرموده و ختم "یُسقون من رحیق مختوم" (سورۀ مطفّفین آیۀ ۲۵) را به اصابع قدرتشان رفع می نمایند.

حضرت بهاءالله در سورۀ هیکل به بیان "قل انّا نزّلناالآیات علی تسعة شئون کلّ شأن منها یدلّ علی سلطنة الله المهیمن القیّوم" (کتاب مبین – آثار قلم اعلی جلد یک ص ۱۹)، آثار مبارکه در این دور افخم را به ۹ شأن نازل فرموده اند.

اسامی این شئون تسعه در هیچ یک از آثار نازل شده از قلم اعلی و تبیینات حضرت سرّالله الاعظم و تشریحات حضرت ولیّ مقدّس امرالله به صراحت زیارت نگردیده است.

ایمان زردشتیان به دیانت بهائی

این پژوهش، گرایش زردشتیان را به دیانت بهائی در یزد از اوائل دهۀ ۱۸۸۰ تا ۱۹۲۱ م. مورد بررسی قرار می دهد. این کشش و جاذبه که افرادی با سابقۀ غیر اسلامی در نخستین دهه های ظهور آئین بهائی از خود نشان دادند برای تحوّل این آئین به سوی یک دیانت مستقلّ جهانی اهمیّتی اساسی داشت. این امر دو جریان را در بر می گرفت. اوّل آنکه انگیزه ای شد تا بهائیان خود را از خاستگاه مذهبی ای که از آن بیرون آمده بودند یعنی اسلام متمایز سازند. دیگر آنکه آموختند با صلائی قانع کننده و به میزان کافی گسترده و همه جانبه، قلوب و اذهان غیر مسلمانان را جذب کنند و ایشان را به اقبال به دیانت بهائی متقاعد سازند. مقالۀ حاضر عواملی را که زردشتیان را به بهائی شدن ترغیب می نمود بررسی می کند و نیز تأثیر نهضت تغییر مذهب را بر جامعۀ زردشتیان مورد کاوش قرار می دهد. در پایان، این مقاله به بررسی تحوّلات دیگری نیز می پردازد که طیّ آنها بهائیان زردشتی شروع به فاصله گیری از جامعۀ مذهبی پیشین خویش نمودند، مؤسّسات اجتماعی مستقلّ بوجود آوردند و خود را جزئی از جامعۀ بزرگتر بهائی نمودند.

نپیر ملکم Napier Malcolm  کشیش جامعۀ میسیونری کلیسا Church Missionary Society  که در آغاز این قرن در یزد سکونت داشت این شهر را که در قسمت مرکزی ایران واقع شده به عنوان شهری منزوی و دور افتاده توصیف نموده است. مسلمانان غالب اوقات با اقلیّت های مذهبی که عمدتاً زردشتی یا یهودی بودند بدرفتاری می نمودند. ملکم در سال ۱۹۰۷ م. نوشت:

دیانت بهائی و مسألهء جُرم

مسألهء جُرم و مجازات از مهمّ ترین مسائل اجتماعی و فلسفی است. اهمیّت نظری موضوع جُرم و ازات بدین جهت است که در واقع مسألهء نظم اجتماعی است، یا به عبارت دیگر، جُرم نفی کنندهء نظم و نظام اجتماعی است و مجازات از وسائل ضروری برای برقراری و تداوم انتظام جامعه است. به همین جهت است که بسیاری از جامعه شناسان و نظریه پردازان اجتماعی بحث در مورد جُرم و مجازات را به عنوان یکی از راهها برای ارائهء نظریّات اجتماعی خود بکار گرفته اند. در بررسی آراء اینگونه نویسندگان باید توجّه داشت که بحث آنها در مورد جُرم و مجازات در واقع بحثی در مورد ساخت جامعه، عوامل سازندهء جامعه، ابعاد فعل اجتماعی و مسألهء نظم در جامعه می باشد. به عنوان مثال جرِمِی بنتام (Bentham) امیل دورکهایم (Durkheim) و میشل فوکو(Fucault)نظریّات کلّی اجتماعی خود را از طریق بحث در مورد جُرم و مجازات تشریح نموده اند. بنابراین بحث در مورد مسألهء جُرم و مجازات نباید به عنوان بحثی خاصّ در مورد جنبهء محدود و بخصوصی از زندگی اجتماعی آدمی به شمار آید. بالعکس یک بحث جامع در مورد جُرم و مجازات در واقع مبحثی در بارهء فلسفهء اجتماعی و سیاسی به طور کلّی خواهد بود. رویکرد امر بهائی به مسألهء جُرم و مجازات را نیز باید به همین ترتیب فهمید چرا که اوّلاً موضوع جُرم و مجازات آئینه ای از موضوع نظم و انتظام اجتماعی و اتّحاد است که مفهوم مرکزی فلسفهء اجتماعی بهائی است، و ثانیاً پایگاه امر بهائی در خصوص جُرم و مجازات را نمی توان بدون توجّه به آراء کلّی اجتماعی و روحانی دیانت بهائی بدرستی فهمید.