دانش، ‌و‌پيمان‌ حضرت ‌بهاء‌الله

روز گذشته دکتر ارباب با سخنرانى در بارهٴ "دانائى، شالودهٴ تمدّن روحانى" جايگاه سنّتى دانش را در پيشرفت نوع بشر مطرح و نقش آن را از دو نقطه‌نظر، فرد و‌جامعه مورد بحث قرار داد. وى از ظهور مظاهر مقدّسه سخن بميان آورد و‌رابطهٴ علم و‌مذهب را بررسى نمود.

بحث در اين مطلب در جلسات امروز نيز ادامه خواهد يافت و‌موضوع آن رابطهٴ دانش با عهد و‌پيمان حضرت بهاءالله خواهد بود.

درک ماهيّت رابطه بين علم و‌ميثاق براى تعداد قليلی از دانشمندان بهائى بسهولت ميسّر نيست زيرا اين مطلب مستندّ به‌رقائم مستمرّ صادره از مرجع مصون از خطائى است که خود "تحرّى حقيقت فردى و‌آزاد را اوّلين وظيفهٴ هر فرد‌مؤمن شناخته است." ١ بهمين جهت براى آنان قراردادن اين دو اصل در مقابل يکديگر موجب ايجاد تضادّى خواهد شد که تبعيّت از يکى، اصل ديگر را تحت الشّعاع قرار خواهد داد.

نفوسى که براى مطالعه در امر بهائى خود را به سلاح تحصيل در رشته هاى علوم تاريخ و‌شرق شناسى مجهّز مينمايند و‌آن را براى وصول به هدف خود مربوط ميدانند خود را با مشکلی اساسى مواجه مى‌يابند.

اشکال ديگرى که افراد مذکور با آن روبرو هستند اين است که در حال حاضر پژوهش و‌تأليف در محدودهٴ علمى مستلزم مراجعه به‌آثار و تحقيق در چارچوب مشخّص و‌مبتنى بر اصول علمى شناخته شدهٴ امروزى است و‌فقط با پيروى از اين روش است که محقّق ميتواند در حرفهٴ خود به پيشرفتهاى شايان نائل شود.   

آثار مبارکهٴ بهائى در بارهٴ مطالعات

مجموعه‌اى از آثار مبارکهٴ بهائى در بارهٴ مطالعات تحقيقى و علمى

در فوريهٴ سال ١٩٩٥ ميلادى هفتاد و هشت فقره از آثار حضرت بهاءالله، حضرت عبدالبهاء، تواقيع حضرت ولىّ‌امرالله و دستخط‌هاى معهد اعلىٰ در بارهٴ مطالعات علمى و تحقيقى (Scholarship) به‌وسيلهٴ دايرهٴ مطالعهٴ نصوص و الواح جمع‌آورى و به‌زبان انگليسى انتشار يافت. 

صفحات ضميمه حاوى اصل فارسى و عربى و نصوص مندرج در آن مجموعه است که مطابق نسخهٴ انگليسى مرتّب و شماره‌گذارى شده‌است.

ترجمهٴ فارسى بعضى از فقرات آثار حضرت ولىّ‌امرالله و دستخط‌هاى معهد اعلی نيز که در دسترس بوده در مجموعهٴ ضميمه مندرج گرديده‌است. فقراتى که در اين مجموعه درج نگشته اصلاً به زبان انگليسى است و ترجمهٴ فارسى آنها فعلاً موجود نمى‌باشد.

١_ اهميّت علم و تعلّم

از آثار حضرت بهاء‌الله

١_ طراز ششم، دانائى از نعمتهاى بزرگ الهى است تحصيل آن برکلّ لازم اين صنايع مشهوده و اسباب موجوده از نتائج علم و حکمت اوست که از قلم اعلی در زبر و الواح نازل شده، قلم اعلی آن قلمى است که لئالی حکمت و بيان و‌صنايع امکان از خزانهٴ او ظاهر و هويدا...

(مجموعه‌اى از الواح جمال اقدس ابهى، طبع آلمان، ١٣٧ بديع، ص ٢١)

کلمات مکنونه و اصل ميثاق

۱۱ خرداد ۱۳۷۷

 ١‌_ مقدّمه 

اهميّت خطير و يگانهٴ کلمات مکنونه مکرراً در آثار هياکل مقدّسهٴ بهائى مورد تأکيد قرار گرفته‌است. حضرت عبدالبهاء ضرورت تلاوت و‌تأمّل در خصوص کلمات مکنونه را متذکر شده‌اند و‌حضرت ولىّ‌عزيز‌امرالله براى کلمات مکنونه مقام شامخ و‌منيعى را در ميان آثار حضرت بهاء‌الله قائل گشته‌اند. امّا بخلاف امر مبارک به توجّه و‌دقّت در کلمات مکنونه گاهى کلمات مکنونه بعنوان صرفاً اثرى ادبى و‌شاعرانه و‌صوفيانه تلقّى گرديده و‌تمامى عظمت و‌قدرت و‌بدعت آن اثر خلاّق و‌بديع مورد غفلت قرار مى‌گيرد. اين طرز فکر گاهى تاحدّى ممسوخ مى‌گردد که برخى از افراد آثار متأخّر حضرت بهاء‌الله مانند کتاب مستطاب اقدس و‌کتاب عهد را در مقابل کلمات مکنونه قرار داده و‌سعى مى‌کنند که به‌نظر قاصر خويش در ميان آثار مبارکه دست به انتخاب زده و‌امر بهائى را صرفاً بر اساس آثار دوران بغداد خصوصاً کلمات مکنونه معرفى نمايند. آنگاه در اين طرز فکر کلمات مکنونه صرفاً اثرى صوفيانه که تکرار و‌بيان مفهوم سلوک در آثار متصوّفان است تعريف مى‌گردد. نتيجهٴ اين‌گونه رويکرد به‌آثار مبارکه اينست که کلمات مکنونه در مقابل احکام و‌مؤسّسات امرى و‌عهد و‌ميثاق الهى قرار‌گرفته و‌به‌اهمّيت "عرفان‌" و‌عدم اهميّت ميثاق و‌احکام و‌نظم ادارى بهائى اشاره مى‌گردد.

نظرى به‌مطالعات و تحقيقات از ديدگاه بهائى

بسيار خوشوقتم از اينکه امروز در اين کنفرانس عالی شرکت مى‌کنم. زيارت پيام بيت‌العدل اعظم الهى در آغاز و سپس سخنان نمايندهٴ محفل ملّى ژاپون و نطق افتتاحيّهٴ مشاور محترم و ارائهٴ مقاله‌هاى ممتاز و ترجمهٴ عالی و دقيق مترجمان کاردان و نظامت لايق وتنظيم خوب برنامه و جلسات جملگى عالی بوده است و براى من نهايت افتخار است که در اينجا حضور دارم.

اکنون ميخواهم برخى از نظريّات خود را در بارهٴ مطالعات بهائى Bahá'í Scholarship با شما در ميان گذارم که در واقع جوهر آن‌را چند تن از سخنرانان محترم پيش از اين به‌سمع شما رسانيده‌اند. حضرت بهاءالله ما را به‌تحرّى حقيقت امر ميفرمايند. اين نکته به‌تنهائى درهاى دنياى جديدى را به‌روى ما مى‌گشايد جمال‌قدم مى‌خواهند که افراد حقيقت را مستقلاًّ جستجو نمايند. شما از اطفال چنين انتظارى را نداريد. از افراد نا‌لايق و ناتوان نمى‌خواهيد که به‌جستجوى حقيقت پردازند بلکه اين توقّع را از افراد لايق و بالغ داريد. پس فريضه‌اى را که حضرت بهاءالله براى ما تعيين فرموده‌اند به‌اين معنا است که خداوند به ما ميگويد به‌عصر جديدى رسيده‌ايم، به‌عصر بلوغ انسانيّت. بنا بر‌اين مسئوليّت و مزيّت هر‌يک‌از ما‌است که شخصاً به‌تحرّى حقيقت بپردازيم. حال اين سؤال مطرح مى‌شود که چه حقيقتى را بايد جستجو کرد؟

پیرامون کتاب حضرت باب

۱۱ خرداد ۱۳۷۷

کتاب نفیس حضرت باب تألیف دکتر نصرت الله محمّد حسینی ۱  مدّتی پیش در یکی از نشریّات امری معرّفی گردید. ۲ مقصد از این مقاله نقدی است کوتاه بر گفتار دوم این کتاب که شرح حیات حضرت باب و اصحاب آن حضرت را در بر می گیرد.

در این مقاله به ویژه به نحوۀ استناد مؤلّف گرانمایه به تاریخ نبیل زرندی و به خصوص یادداشت هائی که حضرت ولیّ امرالله بر ترجمۀ انگلیسی این اثر افزوده اند و نیز دو اثر حضرت عبدالبهاء و حضرت ولیّ امرالله یعنی مقالۀ شخصی سیّاح و کتاب God Passes By  توجّه می شود، و سعی می گردد با ارائۀ شواهد تاریخی و استناد به آثار و اسناد منتشر شدۀ برخی از مواردی را که به نظر نگارندۀ این سطور مؤلّف و محقّق محترم به خطا رفته است بازگو کند. بنابراین در اینجا تجزیه و تحلیل یکایک نکات مطروحه در این کتاب و ارزیابی کلّی از این اثر محقّقانه و جامع مدّ نظر نیست. بلکه صرفاً نکاتی را جسته و گریخته مورد بررسی قرار می دهد که با موضوع اصلی این مقاله در ارتباط است و در این زمینه برای روشن شدن مطلب گه گاه وارد جزئیات می شود و مطالب را با تفصیل بیشتری بیان می کند در پایان مقاله نیز به برخی از اشتباهات جزئی که در متن کتاب راه یافته و عمدۀ آنها ارتباط مستقیم با تدوین و تنظیم کتاب از طرف ناشرین محترم دارد اشاره می شود. 

از‌مطالعات‌بهائى‌چه‌انتظارمى‌رود؟

موضوع اين کنفرانس که تشويق و ترويج تحقيقات و مطالعات امرى و ارائهٴ آن به‌شيوهٴ علمى و عقلی است مدّت ها است که فکر مرا به‌خود مشغول داشته و به‌آن علاقه مند بوده‌ام و احساس مى‌کنم احتياج مبرمى وجود دارد که پيام حضرت بهاءالله را به‌دنيائى که روز‌بروز شکّاک‌تر و بدبين‌تر مى‌شود به‌نحو شايسته‌اى عرضه‌دلريم. همهٴ ما با اين مشکل روزانه روبرو هستيم که گوشى شنوا براى شنيدن پيام الهى بيابيم. اروپائيان از حقايق روحانى بيگانه شده‌اند و بر ما‌است که فاصلهٴ بين پيام ملکوتى و احساس علاقهٴ مردم را از بين برداريم و اين دو را به‌هم پيوند دهيم.

در آثار حضرت بهاءالله به‌کرّات وضع اين زمان توصيف شده‌است. مى‌فرمايند:

دريغ که صد‌هزار لسان معنوى در لسانى ناطق و صد‌هزار معانى غيبى در لحنى ظاهر ولکن گوشى‌نه تا بشنود و قلبى نه تا حرفى بيابد.

(کلمات مکنونهٴ فارسى)  

و همچنين بيانى به‌اين‌مضمون مى‌فرمايند:

مردم در خواب غفلت فرو رفته‌اند ... و چنان مخمور بادهٴ آمال شيطانى خود هستند که قادر به‌شناختن خداوند عالم نيستند. (ترجمه) (Synopsis 14 - 15) 

 و همچنين مى‌فرمايند:

اکثر نفوس ضعيفند و از مقصد الهى دور. (ترجمه)    (Synopsis 4) 

بحثی پیرامون نشو و ترقّی روحانی انسان

هدف از نظر این مقاله این است که به صورتی خلاصه، مطالب کتابی ارزشمند به خوانندهء فارسی زبان عرضه گردد. مترجم با اختیار ترجمه و اقتباس آزاد مطالبی را حذف و یا اضافه نموده، و یا چکیدهء آنها را عرضه داشته است. اذا اگر این ترجمه حق مطلب را اداء نمی کند این امر ناشی از بی راهه رفتن مترجم است و نه قصوری از قلم توانای نویسنده.

بخش اول: طبیعت انسان

۱- اجزاء متشکلهء طبیعت انسان: بر طبق نصوص و آثار مبارکهء بهائی طبیعت انسان از برآیند دو کیفیت اساسی متشکل گردیده است. کیفیت اول کیفیت جسمانی (مادی) و کیفیت دوم کیفیت روحانی (غیر مادی) است. جنبهء جسمانی آدمی عبارت است از قوای ژنتیک که به صورتی ارثی در لحظهء انعقاد نطفهء متکوّن شده ضمن کنشهای متقابل با محیط فرم و شکل می گیرد. قوای ژنتیک در اثرکنش های متقابل با محیط پرورش یافته از طرفی موجب رشد و تکامل خصوصیات مشترک انسانی گشته و از طرف دیگر به هرکس شخصیت جسمانی متحصر به فردی می بخشد که او را از دیگران متمایز می سازد. و اما جنبهء روحانی طبیعت انسان که منشاء غیر مادّی دارد و ما آنرا روح و یا جان می نمامیم در لحظهء انعقاد نطفه بر آن تعلق گرفته به "فرد" او تخصیص می یابد.

همچنان که جنبهء مادی انسان دارای توانائی های متعددی است، جنبهء روحانی او نیز دارای استعدادات چندی است که عبارتند از قوای مدرکه (ذهن، فهم، شعور، عقل،...) قوای حساسه (احساسات قلبی و عاطفی و یا نیروی عشق) و اراده که او را قادر به مباشرت و انجام عملی می سازد.

ایّام بطون

خلاصه

میرزا یحیی ازل در سال ۱۲۴۷ (۱۸۳۱) متولّد شد و در ۱۳۳۰ (۱۹۱۲) درگذشت. مشارالیه در طی سال های ۱۲۶۶ (۱۸۵۰) تا ۱۲۷۹ (۱۸۶۳) به عنوان مرجع اهل بیان شناخته مش شد. این مشئولیبت چنانکه از مطاوی آثار مبارکه آن ایّام بر می آید بنا بر مصلحت اندیشی خاصّ به مشارالیه تفویض گردید. بنا بر اطّلاعات تاریخی جز حضرت نقطه اولی یعنی مظهر موجود و جمال اقدس ابهی یعنی مظهر موعود که در آن هنگام به عنوان جناب بهاء در جامعه بابی شهرت داشتند و آقا میرزا موسی کلیم و ملّا عبدالکریم قزوینی و بالاخره میرزا یحیی که به چنین سمتی منصوب گردید کسی از کیفیّت این توافق مطّلع نبود. شواهد تاریخی حاکی است که توجّه جامعه بیانی عملاً به جمال ابهی معطوف بود و در حقیقت بین حضرتش با زغیم اسمی جامعه بینونت و تفاوتی نمی دیدند.

ایّام بطون

میرزا یحیی چهل و چهار سال اخیر ایّام حیاتش را در قبرس گذراند (۱۸۶۸- ۱۹۱۲). ده سال بعد از استقرار مشارالیه و همراهانش در قبرس اداره آن سرزمین به دولت انگلیس واگذار گردید و محدودیّت های موجود برای میرزا یحیی و همراهانش بر طرف شد و بعد از ملاقات پروفسور ادوارد جی براون و پشتیبانی او از میرزا یحیی حتّی ارکان و اجزاء حکومت محلّی نیز مشارالیه را احترام و مراعات می نمودند.

ناموس ناصری

"...و سخت دشوار است بر من که بر قلم من چنین سخن

 رود و لکن چه چاره است، در تاریخ محابا نیست..."

بیهقی[i]

 در بهار ۱۹۹۵ کتابی زیر عنوان "گفت و شنود سیّد علی محمّد باب با روحانیِِون تبریز" به کوشش یکی از تاریخ نگاران معاصر به نام حسن مرسلوند در ایران انتشار یافت. این کتاب در پیرامون یک جزوهء تاریخی بنام "ناموس ناصری" تدوین و تنظیم گردیده و بوسیلهء موسسهء نشر تاریخ ایران به چاپ رسیده است.

ناموس ناصری عنوان نسخه ای است خطی نوشتهء ملا محمد تقی مامقانی فرزند حجّت الاسلام محمد مامقانی یکی از امضاء کنندگان و مدوّنین فتوای شهادت حضرت اعلی می باشد. این جزوه که حدود ۴۲ صفحهء کتاب مورد اشاره را به خود اختصاص می دهد، عمدتا در تشریح و بازنویسی مکالمات و محاورات بین حضرت اعلی و گروهی از علمای تبریز در مجلسی با حضور ولیعهد و برخی صاحب منصبان عصر قاجار، به رشتهء تحریر درآمده است. کتاب همچنین شامل پیشگفتاری در زمینهء ارزش تحقیق-تاریخی این جزوه است. همچنین نام نامه ای دارد در یکصد صفحه دربارهء سرگذشت بزرگان بابیّه و برخی از علماء و دولتمردان ایرانی که نقش مهمی در مقابله با نهضت روحانی حضرت اعلی عهده دار بوده اند.[ii]

جمال قدم در حیفا و الواح نازله در آن شهر

مقدرات الهیه چنین اقتضاء نمود که در اراضی مقدسه، مدینهء حیفا نیز محل نزول اجلال جمال قدم جل اسمه الاعظم واقع شود و دیدار از این مدینه منجر به تحقق وعود کتب مقدسه و نزول آثار و تأسیس مشروعاتی گردد که در تاریخ امر بهائی منشأ تحولات و اقدامات عظیمه بوده و تأثیرات آن در اعصار آیندهء امر بهائی نیز همچنان باقی و برقرار خواهد ماند.

چنانچه اهل اطلاع مستحضرند ایادی فقید امر الله جناب حسن موقر بالیوزی در کتاب بهاء الله شمس حقیقت بر اساس مندرجات تواریخی نظیر تاریخ آقا محمد جواد قزوینی شرحی اجمال دربارهء اسفار جمال مختار به حیفا مرقوم داشته اند که آن شرح در صفحات ۴۷۶- ۴۸۱ کتاب مزبور به طبع رسیده است.[i]

آنچه که در سطور ذیل خواهد آمد شامل اطلاعات دقیق تر و جزئی تری از تواریخ این اسفار و وقایع مهمه در هر سفر است که بر اساس آثار مبارکهء جمال اقدس ابهی و بعضی شواهد تاریخی دیگر تهیه و تنظیم گردیده است. شرح ذیل هرچند نکات و جزئیات بسیار پر اهمیتی را در تاریخ حیات جمال قدم روشن می سازد اما تکمیل این نوع مطالعات تدریجی بوده و صرفا با بدست آمدن شواهد و مدارک بیشتر میسر تواند بود.

مطابق بیان حضرت ولی عزیز امرالله در کتاب قرن بدیع:

"...مدینه، حیفا چهار بار به قدم جمال اقدس ابهاء زینت یافت ..."[ii]

سفر اول