ترانه - پدیده ای از آمیختگی شعر

ترانه - پدیده ای از آمیختگی شعر و موسیقی به طراوت شباب، به قدمت تاریخ

  درآمد

قدما از ترانه با واژه هائی چون "قول" و "غزل" یاد کرده اند، چنانکه حافظ می گوید:

مغنّی، نوایِ طرب ساز کن  /  به "قول" و "غزل" قصّه آغاز کن
                                                        "از مغنّی نامۀ حافظ خانلری"

نیز گوید:

بلبل از فیض گل آموخت سخن، ورنه نبود  /  این همه "قول" و "غزل" تعبیه در منقارش
                                                     "از غزل ۲۷۲، حافظ خانلری"

مهدی اخوان ثالث، شاعر و ادب شناس معاصر می نویسد: "...  پا به پای غزل، از ایّام قدیم نوعی شعر ملحون هم نزد اهل ذوق و شعر و موسیقی شناخته و متداول بوده است که به آن "قول" می گفته اند ... قول نوعی غزل بوده است در اوزان شنگ و شاد و ضربی که اهل موسیقی برای آن نغمه و آهنگ می ساخته و تصنیف می کرده اند و خوانندگان و قوّالان شعر را همراه با آهنگ می خوانده اند ..."(۱)

مطالعه و بررسى رساله مدنيه حضرت عبدالبهاء

خلاصه متن                                          

 گرچه "رساله مدنيه" در قرن نوزدهم در باره مسئله تجدد در ايران نوشته شده است ولی بينش نوينى در باره توسعه اجتماعى و اقتصادى بر اساس ديدگاه يک نظم جديد جهانى ارائه ميدهد. درطى اين مقاله، "رساله مدنيه" حضرت عبدالبهاء را هم از نظر وضع اجتماعى و سياسى ايران و هم با توجه به پيام کلی آئين بهائى مورد مطالعه قرار ميدهيم. ضمن اين نوشتار، ترتيب و ساختار متن رساله توضيح داده شده و مباحث در چهار سطح مختلف مشخص گرديده است. مبحث اول به مسئله سنت گرائى موروثى و بوروکراسى عقل گرا مى پردازد. مبحث دوم در جهت مجادله بين سنت گرائى مذهبى و خرد گرائى ضد خدا ميباشد. مبحث سوم به بررسى تعريف توسعه اجتماعى و اقتصادى از ديدگاه تاريخ گرايان و برون گرايان اختصاص دارد و بالاخره مبحث چهارم در باره مسئله مليت گرائى و جهان گرائى ميباشد. مقاله با گفتار مختصرى در باره مفهوم تجدد از ديدگاه حضرت عبدالبهاء پايان مى پذيرد.

 فهرست مطالب

 ١- زمينه و هدف رساله مدنيه

 الف : رساله مدنيه در ارتباط با ظهور حضرت بهاءالله

 ب : رساله مدنيه در ارتباط با ايران قرن نوزدهم

٢- ترتيب متن و سطوح مباحث در رساله مدنيه

٣- سياست هاى اصلاح طلب : از حاکميت موروثى تا حاکميت قانونى

٤- مذهب و تجدد : بازگشت به گذشته يا رد مذهب ؟

٥- بسوى يک تئورى توسعه : مکتب رمانتيک يا روشنگرائى ؟

 الف : انتقاد از تئورى تاريخ گرائى

 ب : انتقاد از مکتب روشنگرائى و تئورى برون گرائى آن

ترس، یک تحلیل روانشناسی و فلسفی

ترس، یک تحلیل روانشناسی و فلسفی در دیدگاه فلسفه بهائی یا (در دیدگاه معارف بهائی)

"از هنگامی که با آغاز سده بیست و یکم میلادی تعصّب و کینه و نفرت به صورت تروریسم و سوء قصد علی العمیا بر جان و مال انبوه مردم، چهره ناخوش آیند خود را نمودار ساخت بخشی از دنیا خصوصاً دنیای غرب گرفتار ترس و هراسی شد که به کلّی بی سابقه بود لذا پژوهشنامه از آقای دکتر هوشنگ خضرائی تقاضا کرد که با تحقیقات وسیع علمی خود در روان شناسی و روان پزشکی، پدیده ترس را از دیدگاه بهائی مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند اینک مقاله ایشان در این زمینه با سپاسگزاری نشر میشود."                                                                        

پیش گفتار

سنجش تمدّن غرب از سه منظر مختلف(قسمت اول)

در آغاز قرن بیست و یکم میلادی و پس از وقایعی که در ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ در آمریکا روی داد و حکایت از معارضه بنیادگرای اسلامیّون با مغرب زمین و تمدّن غرب می کرد یکی از مهمترین مباحثی که در برابر ذهن متفکّران جهان مطرح است همان مسأله تمدّن باختری و ارزشهای آن است. گر چه این بحث بس پیچیده است و ابعاد بسیار متعدّدی دارد که لازمه اش نگارش کتابی در تحلیل و تشریح همه آنها است امّا نگارنده این سطور کوشش می کند که در سه مقاله نظرگاه غربیان، موضع فکری اندیشمندان شرق و دیدگاه بهائی را درباره تمدّن غرب مطرح کند ولی نتیجه گیری نهائی را به خود خوانندگان عزیز واگذارد.

نخستین پرسشی که به خاطر می رسد این است که اولویّت موضوع تمدّن یا فرهنگ در قرن جدید از چه بابت است؟

در پاسخ این سؤال چهار نکته قابل یادآوری است: اوّل اینکه بقول برخی از متفکّران چون پرفسور ساموئل هانتینگتون Huntington موضوع اولوی که  در جامعهء بین المللی امروزی مطرح است دیگر مسأله رقابت یا همکاری اقتصادی نیست بلکه مواجهه و تصادم بین فرهنگها یا تمدّن ها و در مرتبهء نخست فرهنگ اسلامی و تمدّن غربی یعنی تمدّن اروپا و امریکای شمالی و استرالیاست.

نهضت مشروطیت و دیانت بهایی

نهضت مشروطیت و دیانت بهایی:  نگرشی نوین به گفتمان جامعه بهایی در عصر مشروطیت ۲

مقدّمه

سالهای آغازین قرن بیستم میلادی شاهد سقوط طالع بخت و اقبال بسیاری از حکومتهای خودکامه سلطنتی بود. می توان از نیکلای دوّم تزار روسیه، سلطان عبدالحمید عثمانی و محمّد علی شاه قاجار به عنوان نمونه هایی از پادشاهان خودکامه ای نام برد که حکومتهای بلامنازعشان در آن سالها سقوط نمود. امپراتوری عثمانی جای خود را به جمهوری ترکیه داد و فرمانرویایی مطلق و خود کامه تزار روسیه با ایجاد مجلس دوما در سال ۱۹۰۵ محدود گشت و متعاقب آن با انقلاب بلشویکها بسال ۱۹۱۷ منقرض شد. در ایران که از هر دو کشور فوق عقب مانده تر بود جنبش مشروطه منجر به فرمان مشروطیت از جانب مظفرالدّین شاه در سال ۱۹۰۶ و تصویب اوّلین قانون اساسی و تشکیل مجلس شورا در ایران گردید. محمّد علی شاه که چندی بعد از صدور فرمان مشروطیت بر تخت سلطنت نشست تلاش نمود تا استبداد را مجدّداً بر قرار سازد. اقدامات وی در کوتاه مدّت موجب انحلال مجلس شوری و برقراری موقّت استبداد صغیر گشت و نهایتاً موجب خلع وی از سلطنت و تبعید او از ایران گشت.

اقتصاد يك جهان متّحد

در سوّم سپتامبر ۱۹۱۲ حضرت عبدالبهاء در مونترال براي يك گروه سوسياليست سخناني ايراد فرمودند كه آن مطالب يكي ازمنابع اصلي در باره اقتصاد بهائي ميباشد،(۱)

از آنجائيكه بيشتر مساعي جامعه بهائي صرف مسائلي كه فوريّت دارند مانند پيشبرد امر, تعليم و تربيت فردي و پيشرفت وگسترش  تشكيلات ميشود. ازاينرو مسئله اقتصاد و ساير امور مربوط به جامعه ي آينده بهائي كمتر مورد توجّه و بررسي قرار گرفته است. ولي لازم است گهگاه هدفهاي   دراز مدّت مورد مطالعه قرار گيرد تا بتوان تصويري كلّي از جامعه بهائي در آينده ارائه داد و مساعي و تلاشهاي كنوني جامعه را در چهارچوب آن تصوير توجيه نمود.

امر بهائى يا پيوندى ميان فرهنگ ايرانى و تمدّن جهانى

گفتارى در انجمن دوستداران فرهنگ ايرانى

 در شيکاگـو به تاريخ اوّل سپتامبـر ۲۰۰۲

موضوع گفتار بنده در روز آخر اين دوره پر ارج، امر بهائى يا پيوندى ميان فرهنگ ايرانى و تمدّن جهانى است. براى سهولت درک مطلب شايد مفيد باشد که نخست پيوند امر بهائى را با تاريخ ايران- با فرهنگ ايران بطور عام و با ادب پارسى بطور خاص بيان کنيم و بعد به پاسخ اين سؤال بپردازيم که چگونه و از چه جهاتى فرهنگ ايرانى ميتواند از طريق امر بهائى با تمدّن جهانى ارتباط نزديک حاصل کند. مطلب اخير را نيز مى توان تحت چند عنوان مطرح کرد: نخست تحوّل بخشى از جامعه ايرانى بر اثر نفوذ آئين بهائى بصورت جامعه اى جهان گراى. دوّم پى ريزى يک تمدّن بديع جهانى در آئين بهائى. سوّم نقش فرهنگ تجدّد يافته ايرانى در تمدّن فرداى جهان.

پيوند امر بهائى با تاريخ ايران

حقوق بهائى

از آنجا که حقوق بهائى مانند حقوق اسلامى از مقوله حقوق مذهبى است جا دارد مقدّمةً باختصار بسابقه حقوق مذهبى توجه شود .

نکته هائى در بارهٴ عرفانيات در امربهائى

عرفان را ميتوان نوعى از شناخت معنا کرد که درکنار ساير طرق معرفت، قصد شناسائى برخى ازحقايق را دارد که آن را به ادوات و اسباب خاصّى ممکن الحصول ميداند(١) از آن حيث که بحقايق توجّه ميکند با دين نسبت مى يابد امّا اين نسبت به معناى احاطه بر دين نيست ، يعنى نه عرفان تمام دين است و نه دين فقط به عرفان اکتفا ميکند. امر بهايى نيز از اين بابت ، چونان ساير اديان با عرفان نسبت دارد ولی مانند ساير اديان، نبايد آن را فقط يک مکتب عرفانى انگاشت زيرا امر بهائى با فلسفه نيز نسبت دارد و در عين حال به حلّ مسائل کلامى نيز مى پردازد و در همان موقع، ازشريعت و فقه و قانون نيز ياد ميکند و در کنار اينها به مسائل علوم انسانى ازقبيل جامعه شناسى، مردم شناسى و اقتصاد و روانشناسى رغبت دارد بدون آنکه با ساير مسائل علوم تجربى نيز بيگانه باشد. مقصود اين است که با آنچه در سطور زير نقل ميشود فقط به بخشى از دين بهائى توجّه خواهد شد. يعنى اين مقاله قصد تعمّق در فهم نسبت امر بهائى با عرفان را دارد بدون آنکه تعمّداً مايل باشد که از ساير جنبه هاى امر بهائى که ريشه در معارف بشرى دارد، غفلت کند و يا از منزلت آنها بکاهد.